The life
پنجشنبه 1398/12/29 :: نویسنده : Mohammad H

باز کن پنجره ها را که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد

و بهار

روی هر شاخه کنار هر برگ

شمع روشن کرده ست

همه ی چلچله ها برگشتند

و طراوت را فریاد زدند

کوچه یکپارچه آواز شده ست

و درخت گیلاس

هدیه ی جشن اقاقی ها را

گل به دامن کرده ست

باز کن پنجره ها را ای دوست

هیچ یادت هست

که زمین را عطشی وحشی سوخت؟

برگها پژمردند؟

تشنگی با جگر خاک چه کرد؟

هیچ یادت هست؟

توی تاریکی شب های بلند

سیلی سرما با تاک چه کرد؟

با سر و سینه ی گلهای سپید

نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟

هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه ی باران را باور کن

و سخاوت را در چشم چمن زار ببین

و محبت را در روح نسیم

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد!

خاک،جان یافته است

تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره ها را

و بهاران را

باور کن!


#فریدون_مشیری


ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید
https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : فریدون مشیری ، شعر، شعرکده، پیام رسان ایرانی سروش پلاس ،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1398/12/29 :: نویسنده : Mohammad H

بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما

نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما

بفرمایید هرچیزی همان باشد که می‌خواهد

همان، یعنی نه مانند من و مانندهای ما

بفرمایید تا این بی‌چراتر کار عالم «عشق»

رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما

سرِ مویی اگر با عاشقان داری سرِ یاری

بیفشان زلف و مشکن حلقۀ پیوندهای ما

به بالایت قسم، سرو و صنوبر با تو می‌بالند

بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما

شب و روز از تو می‌گوییم و می‌گویند، کاری کن

که «می‌بینم» بگیرد جای «می‌گویند»های ما

نمی‌دانم کجایی یا که‌ای، آن‌قدر می‌دانم

که می‌آیی که بگشایی گره از بندهای ما

بفرمایید فردا زودتر فردا شود، امروز

همین حالا بیاید وعدۀ آینده‌های ما


#قیصر_امین‌پور


ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید
https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شعر، قیصر امین پور، شعرکده، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1398/12/28 :: نویسنده : Mohammad H

از چشم‌هایتان طوری استفاده کنید که گویی فردا دچار نابینایی خواهید شد و همین شیوه را می‌توان برای سایر حواس به کار گرفت.

صداهای موسیقی، آواز پرنده و نغمه‌های پرشور ارکستر را بشنوید؛ چنان که گویی فردا دچار ناشنوایی خواهید شد. هر چیزی را که می‌خواهید لمس کنید، گویی که فردا حس لامسه خود را از دست خواهید داد. عطر گل ها را بو کنید و مزه غذاها را با هر لقمه بچشید، چنان که گویی فردا هرگز نمی‌توانید بو کنید یا هر چیزی را بچشید.

از هر حس بیش‌ترین استفاده را ببرید!

#برگی_از_کتاب سه روز برای دیدن

نوشته هلن کلر


ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید
https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : داستان و حکایت، 
برچسب ها : برگی از کتاب، سروش پلاس، لذت بردن از زندگی، پیام رسان ایرانی سروش پلاس ، شعرکده،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1398/12/25 :: نویسنده : Mohammad H

نگاهت ، از آن شب

ریشه‌های پیچک سبز را

چُنان حرارتی داد

که هنوز از ساقه‌هایش

شیره گل سرخ می‌چکد


چشمان نمناکت را می‌ترسم

می‌ترسم

می‌ترسم اگر همیشه عشق

تمرین سرخوش روزهای بی تو بودن باشد


می‌مانم

با این نوازش‌های همواره می‌مانم

با این دلتنگی‌های مدام

با این ناز‌های دورادور

می‌مانم


همیشه دَری را نیمه‌باز می‌گذارم برای آمدنت

همیشه دلم را برای دلت

تنها نگه می‌دارم .....

#مهران_مدیری
مهران مدیری در برنامه کتاب‌باز ، از چاپ کتاب اشعارش در یک ماه آینده خبر داد و گفت : «این کتاب یک سی‌دی هم دارد که خودم می‌خوانم همراه با موسیقی .

ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید
https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شعر، مهران مدیری، شعرکده، سروش پلاس، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1398/12/7 :: نویسنده : Mohammad H

زمانِ بیکرانه را

تو با شمار گام عمرِ ما مسنج

به پای او دمیست

این درنگ درد و رنج

بسان رود که در نشیب دره ، سر به سنگ میزند

رونده باش

امیدِ هیچ مُعجِزی زِ مرده نیست

زنده باش....

#هوشنگ_ابتهاج

ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید

https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : زنده باش، رونده باش، هوشنگ ابتهاج ، شعر، کانال شعرکده در سروش پلاس، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1398/05/20 :: نویسنده : Mohammad H

کو رفیق باوفایی تا وفاداری کنیم

او شود دلدار و ما یک عمر دلداری کنیم

! کو درخت مهربانی تا چو ابر نوبهار

اشک در پایش فشانده، خون دل جاری کنیم!

یک رفیق یکدل و یکرنگ پیداکن که ما

دست بیعت داده و از غیر بیزاری کنیم

خسته از دست طبیبانیم و قرص چندرنگ

ای دل مسکین بیا کز خود پرستاری کنیم

نیست در بازار دنیا یوسف پاکی که ما

چون زلیخا از دل و جانش خریداری کنیم

کیمیای عشق را پیدا نکردیم و دریغ-

سالها باید در این بازار سمساری کنیم

کاش چون حلاج فریاد اناالحق می زدیم

بر سر دار محبت رفته....سرداری کنیم

زلف و ابروی تو گر تیر و کمان ما شوند

هر دو عالم را به کف آورده، سالاری کنیم

کاش مثل کودکی شیپور بر لب داشتیم

میزدیم و خلق را درگیر بیداری کنیم

جای کاخ و مسجد و میخانه و دیر و کنشت

آدمیت را چه خوش می شد که معماری کنیم

چرخ گردون کج نمی چرخد...فلک غدار نیست

"حسرتا" برخیز کز خود رفع غداری کنیم


#غلامحسین_میرزایی(#حسرت)





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : کو رفیق با وفایی، شعر، شعرکده، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
جمعه 1398/05/18 :: نویسنده : Mohammad H

می وزد باد سردی از توچال
در سکوتی عمیق و رویا خیز
برف و مهتاب و کوهسار بلند
جلوه ها می کند خیال انگیز
خاصه بر عاشقی که در دل خویش
دارد از عشق خاطرات عزیز
داند آن کس که درد من دارد
خورده در جام شب شراب نشاط
ساقی آسمان مینایی
شهر آرام خانه ها خاموش
جلوه گاه سکوت و زیبایی
نیمه شب زیر این سپهر کبود
من و آغوش باز تنهایی
در اتاقی چراغ می سوزد
ماه مانند دختری عاشق
سر به دامان آسمان دارد
چشم او گرم گوهر افشانی است
در دل شب ستاره می بارد
گوییا درد دوری از خورشید
ماه را نیمه شب می آزارد
آه او هم چون من گرفتار است
آفرید این جهان به خاطر عشق
آنکه ایجاد کرد هستی را
مگر آدمی زند برآب
رقم نقش خود پرستی را
عشق آتش به
کائنات افکند
تا نشان داد چیره دستی را
با دل شاعری چه ها که نکرد
در اتاقی چراغ می سوزد
کنج فقری ز محنت آکنده
شاعری غرق بحر اندیشه
کاغذ و دفتری پراکنده
رفته روحش به عالم ملکوت
دل از این تیره خاکدان کنده
خلوت عشق عالمی دارد
نقش روی پریرخی زیبا
نقشبندان صفحه دل اوست
پرتوی از تبسمی مرموز
روشنی بخش و شمع محفل اوست
دیدگانی میان هاله نور
همه جا هر زمان مقابل اوست
هر طرف روی دوست جلوه گر است
شاعر رنجیده در دل شب
پنجه در پنجه غم افکنده
گوییا عشق بر تنی تنها
محنت و رنج عالم افکنده
دل به دریای حسرت افتاده
جان به گرداب ماتم افکنده
در تب اشتیاق می سوزد
سوخته پای تا به سر چون شمع
می چکد اشک غم به دامانش
می گذارد ز درد ناکامی
درد عشقی که نیست درمانش
دختر شعر با جمال و جلال
می کند جلوه در شبستانش
در کفش جامی از شراب سخن
دامن دوست
چون به دست آمد
دل به صد شوق راز می گوید
گاه سرمست از شراب امید
نغمه ای دلنواز می گوید
گاه از رنج های تلخ و فراق
قصه ای جانگداز می گوید
تا دلی هست های و هویی هست
می وزد باد سردی از توچال
می خرامد به سوی مغرب ماه
شاعری در سکوت و خلوت شب
کاغذی بی شمار کرده سیاه
به نگاه پریرخی زیبا
می کند همچنان نگاه نگاه
آه اینروشنی سپیده دم است

شعر از فریدون مشیری





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شب های شاعر، فریدون مشیری، شعر ، شعرکده، شعرکده در سروش پلاس، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات