The life
سه شنبه 1399/04/3 :: نویسنده : Mohammad H

ای نازنین

اندوه اگر چه پنجه به قلبت زد

تاری ز موی سپیدم

در عودسوز بیفکن

تا عشق را‌

بر آستانهٔ

درگاه بنگری ......


#نصرت_رحمانی





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شعرکده در سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
شنبه 1399/01/2 :: نویسنده : Mohammad H

چه خیال است که دیوانه و شیدا نشویم؟

بوی مشکیم، محال است که رسوا نشویم

عشق

ما را

پی کاری

به جهان آورده است

ادب این است که مشغول تماشا نشویم


#صائب_تبریزی

ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید
https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شعر، صائب تبریزی، شعرکده در سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1398/12/28 :: نویسنده : Mohammad H

هیچ جز یاد تو رویای دلاویزم نیست

هیچ جز نام تو حرف طرب انگیزم نیست

عشق می ورزم و می سوزم و فریادم نه

دوست می دارم و می خواهم و پرهیزم نیست

نور می بینم و می رویم و می بالم شاد

شاخه می گسترم و بیم ز پاییزم نیست

تا به گیتی دل از مهر لبریزم هست

کار با هستی از دغدغه لبریزم نیست

بخت آن را که شبی پاک تر از باد سحر

با تو ای غنچه نشکفته بیامیزم نیست

تو به دادم برس ای عشق که با این همه شوق

چاره جز آنکه به آغوش تو بگریزم نیست


#فریدون_مشیری


ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید
https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شعر، فریدون مشیری، شعرکده، شعرکده در سروش پلاس، پیام رسانی ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1398/08/16 :: نویسنده : Mohammad H

روباه گفت:

کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی.

اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی

من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود

و هر چه ساعت جلوتر برود

بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم.

ساعت چهار که شد

دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن.

آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!

امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی

من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟!

هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.


برگی از کتاب شازده کوچولو

آنتوان دوسنت اگزوپری





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، داستان و حکایت، 
برچسب ها : شازده کوچولو، برگی از کتاب، شعرکده در سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
جمعه 1398/05/18 :: نویسنده : Mohammad H

می وزد باد سردی از توچال
در سکوتی عمیق و رویا خیز
برف و مهتاب و کوهسار بلند
جلوه ها می کند خیال انگیز
خاصه بر عاشقی که در دل خویش
دارد از عشق خاطرات عزیز
داند آن کس که درد من دارد
خورده در جام شب شراب نشاط
ساقی آسمان مینایی
شهر آرام خانه ها خاموش
جلوه گاه سکوت و زیبایی
نیمه شب زیر این سپهر کبود
من و آغوش باز تنهایی
در اتاقی چراغ می سوزد
ماه مانند دختری عاشق
سر به دامان آسمان دارد
چشم او گرم گوهر افشانی است
در دل شب ستاره می بارد
گوییا درد دوری از خورشید
ماه را نیمه شب می آزارد
آه او هم چون من گرفتار است
آفرید این جهان به خاطر عشق
آنکه ایجاد کرد هستی را
مگر آدمی زند برآب
رقم نقش خود پرستی را
عشق آتش به
کائنات افکند
تا نشان داد چیره دستی را
با دل شاعری چه ها که نکرد
در اتاقی چراغ می سوزد
کنج فقری ز محنت آکنده
شاعری غرق بحر اندیشه
کاغذ و دفتری پراکنده
رفته روحش به عالم ملکوت
دل از این تیره خاکدان کنده
خلوت عشق عالمی دارد
نقش روی پریرخی زیبا
نقشبندان صفحه دل اوست
پرتوی از تبسمی مرموز
روشنی بخش و شمع محفل اوست
دیدگانی میان هاله نور
همه جا هر زمان مقابل اوست
هر طرف روی دوست جلوه گر است
شاعر رنجیده در دل شب
پنجه در پنجه غم افکنده
گوییا عشق بر تنی تنها
محنت و رنج عالم افکنده
دل به دریای حسرت افتاده
جان به گرداب ماتم افکنده
در تب اشتیاق می سوزد
سوخته پای تا به سر چون شمع
می چکد اشک غم به دامانش
می گذارد ز درد ناکامی
درد عشقی که نیست درمانش
دختر شعر با جمال و جلال
می کند جلوه در شبستانش
در کفش جامی از شراب سخن
دامن دوست
چون به دست آمد
دل به صد شوق راز می گوید
گاه سرمست از شراب امید
نغمه ای دلنواز می گوید
گاه از رنج های تلخ و فراق
قصه ای جانگداز می گوید
تا دلی هست های و هویی هست
می وزد باد سردی از توچال
می خرامد به سوی مغرب ماه
شاعری در سکوت و خلوت شب
کاغذی بی شمار کرده سیاه
به نگاه پریرخی زیبا
می کند همچنان نگاه نگاه
آه اینروشنی سپیده دم است

شعر از فریدون مشیری





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شب های شاعر، فریدون مشیری، شعر ، شعرکده، شعرکده در سروش پلاس، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات