The life
جمعه 1398/07/26 :: نویسنده : Mohammad H

سلام، سنگ صبور قیام عاشورا ! ای اسطوره صبر!

سلام، ای کوه بردباری !

کوهها ـ کوههای صبور ـ چون گدایانی خیزان به امید اندکی از این همه شکیبایی، بیتاب شده اند.

دریاها پیش پای اقیانوس صبرت حقیرند.

سلام، ای که نامت اسم اعظم صبراست! صبر هم شرمنده ی توست که نمیتواند عظمت کارت را بیان کند.

سلام، ای مادر مصیبت ها، ای زینب کبری!

رنجهایی که هر کدامشان را توان بر انداختن جبال است، به تو خیره شدهاند. دنبال روزنه ای می گردند تا چون آواری تلخ، بر سرت بریزند.

از خردسالی تا پیری رنج علی علیه السلام در محراب، رنج فاطمه علیهاالسلام در زاویه های پنهان شب. اندوه‌ حسن و حسین علیهم السلام؛ اما شانه هایت طاقت را بی طاقت کرده است.

حتّی داغ فرزندانت را نِگَریستی و نگریستی، که مبادا احساس خویش را به وظیفه الهی ترجیح داده باشی!

و این درحالی است که «جز زیبایی چیزی ندیدی».

درود بر تو و لحظه هایی که تو در امتحان الهی قبول شدی!

درود بر کربلا، درود بر شهادت و درود بر تو که آموختی به مادران شهید، چگونگی صبر و شکیبایی را.

آموختی به خوانواده های شهید، چگونگی استقامت و بردباری را.

اگر آن چراغ صبر و شکیبایی ات روشن گر ره نبود، امروز پدران و مادران و همسران شهید ، چگونه می دانستند ایستادن را . نشکستن و خم به ابرو نیاوردن را.

جوان، تکه تکه دیدن و تفسیری جز «ما رأیت الا الجمیل» نداشتن را...


ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید

https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، امام زمان (عج)، 
برچسب ها : صبر، اربعین، محرم، حضرت زینب س، سروش پلاس، شعر و جملات نغز،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1398/06/11 :: نویسنده : Mohammad H

فصل فراوانی یادت از راه رسیده است و من نوبرانه های اشک را از نگاهم چیده ام. غمی سترگ بر دلم چنگ انداخته است؛ غمی به وسعت غروب عاشورا؛ غمی به اندازه پریشانی «زینب» علیهاالسلام هنگام وداع؛ غمی به بلندای فریاد «قاسم علیه السلام » از دل میدان، غمی به وسعت زیباییِ علی اکبر علیه السلام ، غمی به نازُکای حنجره «علی اصغر»، آن گاه که حتی، تاب نوازش خنکای نسیم را نداشت چه رسد به شرنگ تیر سه شعبه. غمی به ارتفاع تلِّ زینبیه؛ هنگامی که زینب علیهاالسلام دیگر صدای لا حول و لا قوة إلاّ باللهِ را از حنجر امام علیه السلام نمی شنید و آخرین تبسّم برادر را در ذهن خسته اش، تجسّم می کرد.

فصل فراوانی یادت؛ وعطر چشم های بارانی، دلم را با غربت ضریح شش گوشه ات پیوند می زند. آغاز می شود سالی که باز هم تجربه ای تازه برای درک «انتظار» خواهد بود. انتظارِ ظهور آخرین یادگار از مکتب آسمانیِ عاشورا.

حلول محرمِ جانگداز، ماه خون، ماه زخم، ماه کرب و بلا، ماه نینوا، بر شما عاشوراییان تسلیت باد.


ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید

https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، امام زمان (عج)، 
برچسب ها : امام حسین ع، عاشورا، محرم، شعر و جملات نغز، سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
جمعه 1395/11/8 :: نویسنده : Mohammad H
هر "پرهیزکاری" گذشته ای دارد
                
و هر "گناه کاری" آینده ای!
                
پس قضاوت نکن
میدانم اگر:
قضاوت نادرستی در مورد کسی بکنم...
 
دنیا تمام تلاشش را میکند تا مرا در شرایط او قرار دهد...
تا به من ثابت کند...
در تاریکی همه ی ما شبیه یکدیگر یم...
محتاط باشیم، در " سرزنش "
و "قضاوت کردن " دیگران
وقتی ؛
     نه از " دیروز او" خبر داریم،
                                 نه از " فردای خودمان".

تسخیرشدگان(داستایوفسکی)



نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : داستایوفسکی، تسخیرشدگان، شعر و جملات نغز، قضاوت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1395/09/11 :: نویسنده : Mohammad H

تا دل نشود عاشق ، دیوانه نمی گردد

تا نگذرد از تن جان ، جانانه نمی گردد

گریان نشود چشمی ، تا آنکه نسوزد دل

بیهوده به گرد شمع ، پروانه نمی گردد

در رفع گرفتاری ، با خلق شراکت کن 

چون باز گره از مو ، بی شانه نمی گردد

زنهار! منه پا را ، از مرز برون زیرا 

 هرجا که بود دامی ، بی دانه نمی گردد

سر بر سر پیمان نه ، تا مست خدا گردی

 چون در خط هشیاران ، پیمانه نمی گردد

میخانه بود مسجد ، در مسلک ما مستان 

 چون شرک و ریا گرد این خانه نمی گردد

آن کس که خدا جوید ، در فکر خودی نبود 

در فکر خودی از خود ، بیگانه نمی گردد

ایمان چو قوی باشد ، شیطان نکند کاری 

 چون پایه شود محکم ، ویرانه نمی گردد

هر شاعر شوریده ، «ژولیده» نخواهد شد

هر نام در این عالم ، افسانه نمی گردد

جناب ژولیده نیشابوری ( حسن فرح بخشیان )



نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : تا دل نشود عاشق، دیوانه نمی گردد، ژولیده نیشابوری، حسن فرح بخشیان، شعر و جملات نغز،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1394/12/27 :: نویسنده : Mohammad H

خدا کند یک اتفاق خوب بیافتد وسط زندگیمان

آری همینجا

وسط بی حوصلگی های روزانه مان

نگرانی های شبانه مان

وسط زخمهای دلمان

آنجا که زندگی را هیچوقت زندگی نکردیم

یک اتفاق خوب بیافتد

آنقدر خوب 

که خاطرات سالها جنگیدن وخواستن ونرسیدن از یادمان برود

آنگونه که یک اتفاق خوب همین الان همین ساعت

همین حالا . . . . . . از پشت کوهای صبرمان طلوع کند

طلوعی که غروبش 

غروب همه ی غصه هایمان باشد

برای همیشه . . . . . . .

 

خدا کند آن اتفاق خوب ، تو باشی . . . . 




نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شعر و جملات نغز، یک اتفاق خوب،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1394/06/19 :: نویسنده : Mohammad H

برای بودن ،

گاهی لازم است که نباشی !

شاید نبودنت ، بودنت را به همراه آورد . .

ولی صد حیف قصه طور دیگری رقم خورد . . . . .

صد حیف . . .

خدایا فقط  چند هفته . . .





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : صد حیف، شعر و جملات نغز،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1394/06/5 :: نویسنده : Mohammad H

آه درد مرا دوا که کند؟

چارهٔ کارم ای خدا که کند؟

چون مرا دردمند هجرش کرد

غیر وصلش مرا دوا که کند؟

از خدا وصل اوست حاجت من

حاجت من جز او روا که کند؟

دادن دل بدو صواب نبود

در جهان جز من این خطا که کند؟

لایق است او به هر وفا که کنم

راضیم من به هر جفا که کند

                                         جان به مرگ از زتن جدا گردد

                                      مهرت از جان به من جدا که کند؟

از شاعر عزیز ، سیف فراغانی





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : درد مرا دوا که کند، مهرت از جان به من جدا که کند، سیف فراغانی، شعر و جملات نغز،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش