The life
چهارشنبه 1398/06/13 :: نویسنده : Mohammad H

نه تو می مانی

نه اندوه

و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود ، قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم ، خواهد رفت

آن چنانی که فقط ، خاطره ای خواهد ماند

لحظه ها عریانند

به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز

تو به آیینه

نه

آیینه به تو ، خیره شده است

تو اگر خنده کنی ، او به تو خواهد خندید

و اگر بغض کنی

آه از آیینه دنیا ، که چه ها خواهد کرد

گنجه دیروزت ، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف

بسته های فردا ، همه ای کاش ای کاش

ظرف این لحظه ، ولیکن خالی است

ساحت سینه ، پذیرای چه کس خواهد بود

غم که از راه رسید ، در این سینه بر او باز مکن

تا خدا ، یک رگ گردن باقی است

تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده


کیوان شاهبداغی


ما را در پیام رسان ایرانی سروش پلاس دنبال کنید

https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : کیوان شاهبداغی، شعر، اینه دنیا، کانال شعرکده در سروش پلاس،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش