The life
جمعه 1395/09/12 :: نویسنده : Mohammad H


از فراسوی زمان گذشتیم 

        ثانیه به ثانیه و لحظه به لحظه 

              امتداد آسمان را گرفتیم

                  تا نگاهمان به سرخی افق  جمعه برسد 

می خواهیم به لحظه ی ناب با تو بودن برسیم 

ما میراث دار رنجی هزار ساله ایم

                   رنجی پر از انتظار 

                   و انتظاری پر از رنجوری 

                                  نگاهی ، پر از ، چشم به راه بودن، داریم

                                  و چشمانی پر از ستاره بودن

       باز جمعه است 

                  نفسم بوی آمدن باران گرفته 

                                      و دلم بهانه ی آمدن تو دارد 

 تو گویی 

        لحظه ی دیدار نزدیک است . . .

 

شعر از   # محمد_نعمتی





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، امام زمان (عج)، 
برچسب ها : امام زمان عج، شعر،
لینک های مرتبط :


از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را

به وصالت نرسیدیم و ندیدیم تو را

روزی ما فقرا شربت وصل تو نبود

زهر هجر تو چشیدیم و ندیدیم تو را

شاید ایام کهن سالی ما جلوه کنی

در جوانی که دویدیم و ندیدیم تو را

چه قدَر چلّه نشستیم و عزادار شدیم

چه قدَر شمع خریدیم و ندیدیم تو را

گاهی اندازه ی یک پرده فقط فاصله بود

پرده را نیز کشیدیم و ندیدیم تو را

سعی کردیم كه شبی خواب ببینیم تو را

سحر از خواب پریدیم و ندیدیم تو را

مدتی در پی تو رند و نظر باز شدیم

همه را غیر تو دیدیم و ندیدیم تو را

فکر کردیم که مشکل سر دلبستگی است

از همه جز تو بریدیم و ندیدیم تو را

لا اقل کاش دم خیمه ی تو جان بدهیم

تا بگوییم : رسیدیم و ندیدیم تو را

کاظم بهمنی




نوع مطلب : امام زمان (عج)، شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : امام زمان عج، کاظم بهمنی، از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را،
لینک های مرتبط :
جمعه 1394/08/22 :: نویسنده : Mohammad H

سلام مهربانم

قلب پاره پاره ام بهانه می گیرد

جوابش با خودت

...

من دیگر نمی توانم پاسخگوی بیچارگی اش باشم

حواله ام نکن به این در و آن در

جز تو دری نیست

جز تو گشایشی نیست

ای به فدای دل تنهای تو

"چقدر کم هستم"

چقدر برای "فدای تو شدن" کم هستم

مرا ببخش

که حتی لایق به فدای تو شدن هم نیستم...

اللهم عجل لولیک الفرج





نوع مطلب : امام زمان (عج)، شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : امام زمان عج،
لینک های مرتبط :
جمعه 1394/08/8 :: نویسنده : Mohammad H

آقاجان  سلام !

باز هم جمعه رنگ خون شد و من، هنوز چشم انتظار بر لب جاده دل نشسته‌ام . . .

می‌بینی مرا . . .

همان که تنهای تنهاست . . .

مثل همیشه . . .

کفش‌ها را به گوشه‌ای انداخته و محو تماشای پایین رفتن قرص غمناک و سرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز را با خودش می‌برد.

همان که خودش را با سنگ ریزه‌های کنار جاده مشغول کرده است . . .

آه . . .

از ندبه پر امید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله‌ای است به اندازه یک قلب بی‌قرار . . .

هنوز امیدوارم . . .

نه به اندازه صبح . . .

به اندازه یک مژه بر هم زدن . . .

به اندازه آن مقدار از خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشیده . . .

شاید بیایی از پس آن درخت . . .

آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده . . .

بیایی با آن لبخندی که تصویرش همیشه با من است . . .

لبخندت چقدر زیباست . . .

مردم از کنارم می‌گذرند و به اشک‌هایم می‌خندند . . .

شاید دیوانه‌ام می‌پندارند . . .

باکی نیست! . . .

بر این شب زده خراب دوره‌گرد حرجی نباشد آن هنگام که چون تویی دلدارش باشی . . .

آخ . . . غروب شد آقا . . . دیگر خورشید در افق نیست.

جمعه به شب رسید . . .

بید مجنون می‌رقصد زیر نسیمی که صورت خیسم را به بازی گرفته . . .

سردم می‌شود . . .

ای کاش بودی و با عبایت شانه‌های لرزانم را گرما می‌بخشیدی . . .
 از خدا بخواه زنده‌ام نگاه دارد . . .

وعده من و شما جمعه دیگر . . .

همین‌جا . . .

کنار خرابه دل . . .





نوع مطلب : داستان و حکایت، شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : امام زمان عج، غروب جمعه،
لینک های مرتبط :
جمعه 1394/07/17 :: نویسنده : Mohammad H

ندیدمت که بگویم چقدر زیبایی

نیامدی که ببینم شبیه زهرایی

برای دیدن رویت ز خواب برخیزم

نوید آمدنت کی دهد دل‌آرایی

دلم هوای تو دارد بیا که دلتنگم

تو خویش آگهی از راه و رسم شیدایی

نظر بلندتر از تو نمی‌شود پیدا

بگویمت تو همیشه عزیز دل‌هایی


غزل برای سرودن بهانه می‌خواهد

و تو بهانه‌ الهام این غزل‌هایی

تو از قبیله نیکان روزگارانی

تو از قبیله عشقی امیر تقوایی

بیا قسم دهمت جان مادرت زهرا

بیا، بیا که ببینیم چقدر زیبایی

فرائی از نفس افتاده از ملال فراق

نمانده است دگر ذره‌ای شکیبایی

عبدالمجید فرائی





نوع مطلب : امام زمان (عج)، شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : امام زمان عج، فرائی، شعر،
لینک های مرتبط :
جمعه 1394/07/10 :: نویسنده : Mohammad H


سرمست ولای حیدر کراریم

هر چند ز فوت حاجیان غمباریم

صد شکر که با ذکر شریف صلوات

بر حبل ولایتش تمسک داریم



بر عید غدیر ، عید اکبر صلوات
بر چهره ی نورانی حیدر صلوات
بر فاطمه این عید هزاران تبریک
بر یک یک
اهل بیت کوثر صلوات





نوع مطلب : امام زمان (عج)، شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : عید غدیر، امام علی ع، شعر، امام زمان عج،
لینک های مرتبط :
جمعه 1394/06/27 :: نویسنده : Mohammad H


عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت

بگویم،بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟ 

چرا آب به گلدان نرسیده است؟ 

چرا لحظه ی باران نرسیده است؟ 

و هرکس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است،به ایمان نرسیده است.... 

و غم عشق به پایان نرسیده است

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید،بنویسد 

که هنوزم که هنوز است،چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است؟.... 

چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است؟... 

دل عشق ترک خورد

گل زخم نمک خورد 

زمین مرد 

زمان بر سر دوشش غم و اندوه فقط برد 

زمین مرد 

زمین مرد 

خداوند گواه است 

دلم چشم به راه است 

و در حسرت یک پلک نگاه است 

ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا!برسد کاش به جایی... 

برسد کاش صدایم به صدایی..... 

عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس.... 

تو کجایی گل نرگس؟

به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است 

ز جنس غم و ماتم 

زده آتش به دل عالم و آدم

از شاعر عزیز اسید حمید رضا برقعی





نوع مطلب : امام زمان (عج)، شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : امام زمان عج، شعر، دل را به خدا بسپا، سید حمید رضا برقعی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش