The life
یکشنبه 1398/05/20 :: نویسنده : Mohammad H

کو رفیق باوفایی تا وفاداری کنیم

او شود دلدار و ما یک عمر دلداری کنیم

! کو درخت مهربانی تا چو ابر نوبهار

اشک در پایش فشانده، خون دل جاری کنیم!

یک رفیق یکدل و یکرنگ پیداکن که ما

دست بیعت داده و از غیر بیزاری کنیم

خسته از دست طبیبانیم و قرص چندرنگ

ای دل مسکین بیا کز خود پرستاری کنیم

نیست در بازار دنیا یوسف پاکی که ما

چون زلیخا از دل و جانش خریداری کنیم

کیمیای عشق را پیدا نکردیم و دریغ-

سالها باید در این بازار سمساری کنیم

کاش چون حلاج فریاد اناالحق می زدیم

بر سر دار محبت رفته....سرداری کنیم

زلف و ابروی تو گر تیر و کمان ما شوند

هر دو عالم را به کف آورده، سالاری کنیم

کاش مثل کودکی شیپور بر لب داشتیم

میزدیم و خلق را درگیر بیداری کنیم

جای کاخ و مسجد و میخانه و دیر و کنشت

آدمیت را چه خوش می شد که معماری کنیم

چرخ گردون کج نمی چرخد...فلک غدار نیست

"حسرتا" برخیز کز خود رفع غداری کنیم


#غلامحسین_میرزایی(#حسرت)





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : کو رفیق با وفایی، شعر، شعرکده، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
جمعه 1398/05/18 :: نویسنده : Mohammad H

می وزد باد سردی از توچال
در سکوتی عمیق و رویا خیز
برف و مهتاب و کوهسار بلند
جلوه ها می کند خیال انگیز
خاصه بر عاشقی که در دل خویش
دارد از عشق خاطرات عزیز
داند آن کس که درد من دارد
خورده در جام شب شراب نشاط
ساقی آسمان مینایی
شهر آرام خانه ها خاموش
جلوه گاه سکوت و زیبایی
نیمه شب زیر این سپهر کبود
من و آغوش باز تنهایی
در اتاقی چراغ می سوزد
ماه مانند دختری عاشق
سر به دامان آسمان دارد
چشم او گرم گوهر افشانی است
در دل شب ستاره می بارد
گوییا درد دوری از خورشید
ماه را نیمه شب می آزارد
آه او هم چون من گرفتار است
آفرید این جهان به خاطر عشق
آنکه ایجاد کرد هستی را
مگر آدمی زند برآب
رقم نقش خود پرستی را
عشق آتش به
کائنات افکند
تا نشان داد چیره دستی را
با دل شاعری چه ها که نکرد
در اتاقی چراغ می سوزد
کنج فقری ز محنت آکنده
شاعری غرق بحر اندیشه
کاغذ و دفتری پراکنده
رفته روحش به عالم ملکوت
دل از این تیره خاکدان کنده
خلوت عشق عالمی دارد
نقش روی پریرخی زیبا
نقشبندان صفحه دل اوست
پرتوی از تبسمی مرموز
روشنی بخش و شمع محفل اوست
دیدگانی میان هاله نور
همه جا هر زمان مقابل اوست
هر طرف روی دوست جلوه گر است
شاعر رنجیده در دل شب
پنجه در پنجه غم افکنده
گوییا عشق بر تنی تنها
محنت و رنج عالم افکنده
دل به دریای حسرت افتاده
جان به گرداب ماتم افکنده
در تب اشتیاق می سوزد
سوخته پای تا به سر چون شمع
می چکد اشک غم به دامانش
می گذارد ز درد ناکامی
درد عشقی که نیست درمانش
دختر شعر با جمال و جلال
می کند جلوه در شبستانش
در کفش جامی از شراب سخن
دامن دوست
چون به دست آمد
دل به صد شوق راز می گوید
گاه سرمست از شراب امید
نغمه ای دلنواز می گوید
گاه از رنج های تلخ و فراق
قصه ای جانگداز می گوید
تا دلی هست های و هویی هست
می وزد باد سردی از توچال
می خرامد به سوی مغرب ماه
شاعری در سکوت و خلوت شب
کاغذی بی شمار کرده سیاه
به نگاه پریرخی زیبا
می کند همچنان نگاه نگاه
آه اینروشنی سپیده دم است

شعر از فریدون مشیری





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شب های شاعر، فریدون مشیری، شعر ، شعرکده، شعرکده در سروش پلاس، پیام رسان ایرانی سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1398/05/14 :: نویسنده : Mohammad H

هیچ میدانی

چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

زان که بر این پرده ی تاریک

این خاموشی نزدیک

آنچه میخواهم نمی بینم

وآنچه می بینم نمی خواهم


#شفیعی_کدکنی





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : شعر، شفیعی کدکنی، کانال شعرکده، سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
با سلام خدمت دنبال کنندگان گرامی شعرکده با توجه به ایجاد قابلیت مشاهده کانلهای سروش در بستر اینترنت بنا شد که آدرس آن را خدمت شما ارائه دهیم گرچه برخی از اشعار کانال در وبلاگ قرار می گیرند ولی آرشیو اصلی شعرها در کانال سروش قرار می گیرد لذا آدرس سروش شعرکده بروی بستر اینترنت در زیر جهت استفاده شما عزیزان قرار می گیرد.
https://what.sapp.ir/life_m23






ما را در پیام رسان ایرانی سروش  دنبال کنید 

با توجه به فیلتر شدن تلگرام با شناسه همیشگی ما را در پیام رسان ایرانی سروش دنبال کنید 

https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شایعات، آموزش اکسل Excel، حسابداری، امام زمان (عج)، داستان و حکایت، شعر وجملات نغز، با هم بخندیم، 
برچسب ها : سروش، شعرکده، سروش پلاس،
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش