The life
سه شنبه 1399/04/17 :: نویسنده : Mohammad H

فتنه‌ام بر زلف و بالای تو ای بَدر مُنیر

قامت است آن، یا قیامت عنبر است آن، یا عَبیر

گم شدم در راه سودا رَهنَمایا رَه نمای

شخصم از پای اندر آمد ، دستگیرا ، دست گیر

گر ز پیش خود برانی چون سگ از مسجد مرا

سَر زِحکمت برندارم، چون مُرید از گفت پیر

ناوَکِ فریادِ من هر ساعت از مَجرای دل

بگذرد از چرخ اطلس همچو سوزن از حَریر

چون کنم کز دل شکیبایم زِ دلبر ناشکیب

چون کنم کز جان گزیر است و ز جانان ناگزیر

بی تو گر در جنتم ناخوش شرابِ سَلسَبیل

با تو گر در دوزخم خُرّم هوایِ زَمهَریر

گر بپرد مرغ وصلت در هوای بخت من

وَه که آن ساعت زِ شادی چارپَر گردم چو تیر

تا روانم هست خواهم راند نامت بر زبان

تا وجودم هست خواهم کند نقشت در ضمیر

گر نبارد فضلِ بارانِ عنایت بر سَرَم

لابه بر گردون رِسانم چون جهودان در فَطیر

بُوالعَجب شوریده‌ام سَهوم به رحمت درگذار

سهمگن درمانده‌ام جُرمم به طاعت درپذیر

آه دردآلودِ سعدی گر ز گردون بگذرد

در تو کافردِل نگیرد ای مسلمانان نفیر





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها : سعدی، شعرکده، سروش پلاس،
لینک های مرتبط :

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات