The life
پنجشنبه 1398/08/16 :: نویسنده : Mohammad H

روباه گفت:

کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی.

اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی

من از ساعت سه تو دلم قند آب می شود

و هر چه ساعت جلوتر برود

بیش تر احساس شادی و خوش بختی می کنم.

ساعت چهار که شد

دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن.

آن وقت است که قدر خوشبختی را می فهمم!

امّا اگر تو وقت و بی وقت بیایی

من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم؟!

هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد.


برگی از کتاب شازده کوچولو

آنتوان دوسنت اگزوپری





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، داستان و حکایت، 
برچسب ها : شازده کوچولو، برگی از کتاب، شعرکده در سروش پلاس،
لینک های مرتبط :
جمعه 1398/08/17 12:07
با ارسال لینک زیر برای دوستانتان به ازای ثبت نام هر کاربر 40 اعتبار هدیه بگیرید
http://robot-blog.ir/index.php?r
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش