تبلیغات
The life - ای دوست ترین یار
 
The life
پنجشنبه 1397/07/12 :: نویسنده : Mohammad H

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار

آیینه شدم ، محوشدی، تکه و تکرار

باید بنشینم ، بنوازم ، بنوازی

شهناز شوی ، ناز شوم با نفس تار

من پنجره را پلک زدم تا تو بیایی

شاید که دری باز شود در دل دیوار

ای دورترین بغض زمین ، مرز نفس گیر

نزدیک تر از من به خودم ...وعده ی دیدار

غوغای غریبی ست میان من و این آه

ما هر دو شکستیم در این حادثه بسیار

باید بروم سمت غروبی که تو رفتی

یک صبح به تو ختم نشد باز هم انگار

من روسری ام را به پر باد سپردم

افتاد به یادم گره بغض تو هر بار

محبوب من ای شعر غزل خیز دل انگیز

ای دوست ترین دوست ترین دوست ترین یار

#لیلا_محمودی

ما را در پیام رسان ایرانی سروش دنبال کنید

https://sapp.ir/life_m23





نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1397/07/22 13:40
عالی

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش نشسته غرق تماشای شیعیان خودش چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش