The life
چهارشنبه 1397/07/4 :: نویسنده : Mohammad H
این روزها ...
دلم زود می گیرد ، زود می شکند ...
گاهی  هوس می کنم همان بچه ای باشم ؛
که وقتی آزارش دادند ؛
چادر مادرش را باز می کرد ،
و پشتِ توریِ امن و آرامَش ، پناه می گرفت ...
انگار همه چیز تمام شده بود ،
انگار دیگر کسی با او کاری نداشت ،
انگار فرمانِ آتش بس داده بودند ...
من این روزها ؛
برای بی کسی ام آغوشی ندارم ،
به قدری از دنیا ترسیده ام ،
که هیچ گوشه ای برایِ دلم امن نیست !
مرا ... به کودکی ام برگردانید ...
جایی که امن ترین سر پناهِ جهان ؛
چادرِ مادرم بود !

#نرگس_صرافیان_طوفان
ما را در پیام رسان ایرانی سروش دنبال کنید
https://sapp.ir/life_m23




نوع مطلب : شعر وجملات نغز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تماس با ما
اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش / نشسته غرق تماشای شیعیان خودش / چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح / کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش