تبلیغات
The life
The life
قالب وبلاگ

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان!»

شیطان لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می‌خندی؟ »

پاسخ داد: « از حماقت تو خنده‌ام می‌گیرد.»

پرسیدم: «مگر چه کرده‌ام؟»

گفت: «مرا لعنت می‌کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده‌ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می‌خورم؟ »

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده‌ای. نفس تو هنوز وحشی است. او تو را زمین می‌زند . »

پرسیدم: «پس تو چه کاره‌ای؟ »

پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز »




طبقه بندی: داستان و حکایت،
برچسب ها: داستان و حکایت، لعنت بر شیطان،
[ جمعه 1395/09/5 ] [ 22:46 ] [ Mohammad H ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

SALAM
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
تماس با ما
کد بنر محک

اللهم عجل لولیک الفرج
کسی نیامده جز او سر قرار خودش / نشسته غرق تماشای شیعیان خودش / چه انتظار عجیبی ست اینکه شب تا صبح / کسی قنوت بگیرید به انتظار خودش
دیگر امکانات وب

THE LIFE

--------------------------------
-------------------------------- --------------------------------
THE LIFE
-------------------------------- -------------------------------