تبلیغات
The life - خدا . . . .


دیشب با خدا دعوایم شد. . . .

با هم قهر کردیم . . . فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد  . . .  

رفتم گوشه ای نشستم . . .

 چند قطره اشک ریختم . . . و خوابم برد

صبح که بیدار شدم . . .  مادرم گفت . . . .    

نمیدانی از دیشب تا صبح چه " بارانی " می آمد . . . . !!




طبقه بندی: شعر وجملات نغز،

تاریخ : شنبه 1394/08/2 | 00:39 | نویسنده : Mohammad H | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • صدا پاتوق